تبلیغات اینترنتیclose
برگچه های نو رَسته ی بهارندْ چشم هات( رضا کاظمی )
پیچک ( رضا کاظمی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

برگچه های نو رَسته ی بهارندْ چشم هات

 

1

دروغ گفته بودی!

هیچ خانه ای در این شهر به نام تو نیست

تو،

از سیّاره ی دیگری آمده بودی

2

نگرانِ رفتنَت نیستم؛ برو!

کوچه درختی های شهر

به نام تواَند همه

3

هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی رساندَم.

مسافرکِش ها هم فهمیده اند

خیالی بیشْ نبوده ای!

4

راه می روم

و شهر

زیر پاهام تمام می شود.

تو، هیچ کجا نیستی!

 

 

           رضــــــا     
 کاظمــــــــــــی

برچسب ها : ,

موضوع : رضا کاظمی برگ سوم , | بازديد : 78