تبلیغات اینترنتیclose
چنان رفته ای که مرگ هم از تو بی خبر است!( رضا کاظمی )
پیچک ( رضا کاظمی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

چنان رفته ای که مرگ هم از تو بی خبر است!


1
نگاهَ ت
بی شباهت نیست به نسیم
به صنوبرها که می وزد
می لرزد دلَ م

 


2
پدر
خوابیده در بسترِ درد
به فرشته ی مرگ فکر می کند
و من
به تو
که دست هایت شفا بود

 


3
تمام شب، ستاره چیده بود مرد
گردن آویزت کند صبح.
صبح که بیدار شدی،
از شرم به خاک ریخته بودند همه.
آه که چه تلاشِ بیهوده ای ست ستاره چیدن
برای خورشیدی که تویی!

 


4
تلاشِ بی هوده نکن!
چنان مُرده ای در من
که مسیح هم اگر عبور کند از تو
بیدار نخواهی شد

 

  رضــــــا     
 کاظمــــــــــــی

برچسب ها : ,

موضوع : رضا کاظمی برگ پنجم, | بازديد : 95